خطیب نامی آیت الله حاج محمدباقر فشارکی فرمودند:نقل شده که سیدعلی می گوید:در ایام محرم در مشهد تعزیه بود و یاکی لز از اصحاب ما مقتل امام حسین(علیه اسلام)را می خواند چون به این حدیث رسید که حضرت امام محمد باقر (علیه اسلام) فرمودند:((هرکس در عزا داری امام حسین(علیه السلام) قدر بال پشه ای آب از دیدگانمش بیرون آید حق تعالی جمیع گناهان اورا،اگر چه به قدر کف دریاها باشد،بیامرزد)).مردی که مدعی علم بود در آن مجلس گفت:این حدیث نیاید صحیح باشد،چگونه امکان پذیر است این قدر گریه این همه خواص داشته باشد؟!جمعی او را از این سخن منع نموده و با او به بحث پرداختند و ایشان قانع شد و توضیحات آنارا پذیرفت و از این فکر وسوسه شیطانی دست برداشت.

فردا دیدن این مرد با گریه زاری آمد و گفت:ای برادران!من شب در خواب دیدم قیامت برپاشده و مردم را در صحرای جمع نموده اند و ترازوی اعمال را آویخته و نامه های اعمال مردم را گشوده و جهنم را افروختند،در این هنگام من به شدت تشنه بودم دیدم در سمت راست من حوض کوثر است و مردم به سوی آن می روند.من نیز به آنجا رفته و مشاهده کردم دو مرد و یک زن در کنار حوض ایستاد اند و مردم را سیراب می سازند و خودنیز گریان اند و جامه های سیاهی برتن دارند.من از شخصی پرسیدم این سه بزرگوار کیانن؟گفت:یکی فخر کائنات و یکی هم سرور اولیاست و آن زن هم فاطمه زهرا (سلام الله علیها)است!

گفتم:چرا سیاه پوشیده اند؟گفت:مگرنمی دانی ایام عاشورا است؟!پس من نزد فاطمه(علیه السلام) رفتمو عرض کردم:ای دختر رسول خدا،من از شیعیان شما هستم و از تشنگی نزدیک به هلاکتم لطف کنید از آن آب به من هم ارزانی فرمایید.حضرت فاطمه(علیها السلام)خشمناک فرمودند:تو چگونه از شیعیان ما هستی در حالی که فضیلت گریه فرزندم حسین را انکار می کنی؟!هرگز تو را آب ندهم!

من باز وحشت از خواب بیدار گشتم و نزد شما آمدم که عذر خواهی مرا بپذیر و از آن بحث ها دلگیر نباشد.